تبليغاتX
دنیای زشت
2007/12/8 13:55

 نفسای آخره آه ای خدا

 

 

*******

 

دارم اینجا جون میدم من بی صدا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

سلام خوب هستین خوش هستین خوانواده خوبن خوش میگذره چه خبرا فمیلها پدر مادر برادر پدر بزرگ مادر بزرگ و کلیه ی فامیلهای وابسته حاشون خوبه؟ خوب خدا را شکر که همه ددر صحت و سلامت کامل به سر میبرند خوب ما اومدیم تا پست آخر وبلاگمون رو بدیم و بریم البته نه برا همیشه برا یه مدت کوتاه چند ماهه امیدوارم تو این مدت نظر داده باشید وبلاگمون رو به دوستاتون هم معرفی کرده باشید تا وقتی میاییم دوباره به وبلاگ نویسی امیدوار بشیم و دوباره مطلب براتون بزاریم خوب این مطلبم از یه جایی برراتون کش رفتم امیدوارم قابل قبول باشه و لایق نظر دادن باشه با اجازه برو بچ تا چند ماه دیگه  خدا نگهدارتون ...

 

...همه‌ي ما مي‌دانيم و بر اين موضوع واقفيم كه «دختر وپسر ندارد، مهم اين است كه بچّه آدم باشد!» پس ما هم با بي طرفي كامل به مقايسه‌ي انواع و اقسام اين موجود مهم مي‌پردازيم:

 


1. پيش از دبستان:
دختر و پسر: در اين مقطع دختر و پسر فرقي ندارند و بچّه بايد سالم باشد. درچنين مقطعي، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسي‌ترين و حياتي‌ترين پرسش‌هاي زندگي‌اش آشنا مي‌شود؛ پرسش‌هايي مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتي بابا درسته عزيزم؟!»،‌ «تو واسه چي اوّل گفتي بابا گل من؟!!‌“ و كم كم پرسش‌هايي مثل «بگو ببينم، مامانو چند تا دوست داري؟»، «بابا رو چي؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دايي... و... ؟!»، «بزرگ شدي مي‌خواي چي كاره بشي؟» (حالا بگذريم كه اين بچّه تمام سعي‌اش را بكار بگيرد، حداكثر شش سال و نيم تمام دارد‌‌‌‌‌ و چه مي‌داند اصلا ً بزرگ شدي يعني تقريبا چقدر شدي؟!)
علايق: ... (عذر مي‌خواهم مزاحم مي‌شوم ولي اگر شما يادتان هست در شش‌ماهگي به چه چيزي علاقه داشتيد ما را هم خبر كنيد!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!




2. دبستان:
دختر و پسر: در اين حالت هم دختر و پسر فرقي ندارد و مهم اين است كه بچّه... ببخشيد كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در اين مقطع كودك با پرسش‌هايي نظير «مدرسه رو دوست داري؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چي؟» ، «چند تا بيست گرفتي؟»، «چرا بيست گرفتي؟»‏‏، «چرا چند تا بيست گرفتي؟!!» و... مواجه است.
علايق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، رياضي( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلباني، پزشكي (يك همچين چيزهايي).

 


3. دبيرستان:
دختر: در چنين مقطعي، دخترها تبديل مي‌شوند به يك جور «من ديگه بزرگ شده‌ام مكرّر. تركيبي از عكس، پوستر، كامپيوتر، دكّه‌ي روزنامه‌فروشي، و «يه كمي هم درس بخون». پرسش‌هاي مهمي كه با آن مواجه مي‌شوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصيلي پيدا كردي؟!»، «تو چرا تازگي‌ها اين قدر جلوي آيينه‌اي؟!»، «گوشي تلفن كو؟!!»
علايق: آشنايي با انواع و اقسام دوستان، دلتنگي براي انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشي تلفن، موسيقي و...
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، نوازندگي و حالا شايد پزشكي!

پسر: تركيبي از «تو ديگه مرد شدي»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كي مي‌خواي بزرگ بشي؟»، «پسرم، مي‌خواي در آينده‌ي نزديك بزرگ بشي يا آينده‌ي دور؟!» افه، رو كم كني، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تريپ رفيق‌بازي و معرفت و اينا.
علايق: رفيق، فوتبال، منچستر، يوونتوس، بايرن (البته از ساير تيم‌هاي از قلم افتاده معذرت!)، ايضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازيگري، خوانندگي، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.

 



4. پيش‌دانشگاهي:
دختر و پسر فرقي ندارند، اغلب در اين مقطع هر دو گروه شكل اضطراب مي‌شوند. يك چيزي در مايه‌هاي «گنجشكِ نگران ِ آينده و در عين حال عصبي!» همچنين در دو حالت عزيزان حال خود را درك نمي‌كنند: يكي زماني كه درس‌ها زياد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ ديگر زماني كه درگيرند، چون درس‌ها را مطالعه نموده‌اند ولي مي‌ترسند فراموششان شود! تركيبي از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگي، درس، درس = همه‌ي بقيه‌ي زندگي و مانند اينها.
علايق: يادگيري روش‌هاي تست زدن در سه سوت دو سوت و نيم و كمتر، دانشگاه و اينا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكي، مهندسي، «هر چي قبول بشم»، «واي خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازي!، مهندسي، پزشكي و...

 


5. دانشگاه:
دختر و پسر: تركيبي از جزوه، «عطر گل‌هاي بهاري»، «عشقمون كاشكي همين جوري بمونه!» و... پرسش‌هاي متداول: «عشق يعني چه؟!!»، «كلاس تشكيل نمي‌شه؟»، «عشق يا ثروت، مسئله كدام است؟»، « ‌(با نازخوانده شود لطفا) فعلا مي‌خوام درسمو ادامه بدم (آره ديگه؟!)»
علايق:
دختر: بوفه‌ي دانشكده، رديف جلوي كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علايق : ايضا ً بوفه ، رديف آخر كلاس ، ايضا ً دو دَر نمودن كلاس...

مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل

خوب مرسی که وقت با ارزشتون رو در اختیار ما قرار دادید و اراجیف ما رو خوندید انشالا جبران کنیم نظر یادتون نره تا چند ماه دیگه بر میگردم بای

di

 

 

 پایان......

 

 

شاید هم یک آغاز جدید.

 

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

نی نی 14 ماهه 2007/11/10 12:2
سلام ۱۰۰۰تا سلام ۱۰۰۰۰۰تا سلام امیدارم در  صحت و سلامت کامل به سر ببرید و روزگار بر وفق مرادتان در پیش رویتان به سمتی که دلتان از آیندهاتان خبر میدهد به پیش بروید و گاهی هم نگاهی به پشت سر تا راه کج رفته را قبل از دور شدن از آن برگشته و آن را تصحیح کنید و همچنان در مسیر مستقیم حرکت کنید و خدای نکرده گناهی یا اشتباهی مرتکب نشید چون گناه با اشتباه ۲تاست و خیلی فرق میکنه خوب  یه مطلب کوچیک آماده کردم یعنی آماده کردن ما هم طبق معمول و عادت همیشگی آن را کش رفته و در دید بازدیدکنندگان قرار میدهیم یه مطلب دیگه این که من از وبلاگ کسی که خوشم میاد و دوست دارم وقتی آ~ میکنه بهش سر بزنم نظر میدم تا اونم در جواب بیاد نظر گلش و اسم وبلاگش رو برا بزاره تا  رابطه وبلاگی  ادامه داشته باشه البته هر کی هر جور دوست داشته باشه ما مسئول سلایق دیگران نیستیم خوب راستش خودمم نفهمیدن این جمله ها چی بود که گفتم حالا اگه شما ها فهمیدید به ما هم بگید تا بفهمیم چی از این ذهن خلاقمون تراوش کرد...

اعتراضات یه نی نی ۱۴ ماهه

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

خوب به علت زیاد شدن متقاضی گرفتم گواهینامه ۳تا سوال آییین نامه رو براتون میگم ولی به کسی نگیدا؟؟

خط ممتد دوگانه به چه معناست؟

الف ـ براي تاكيد اينكه دو خط موازي هيچوقت به هم نميرسن.

ب ـ به معني اينكه بايد اين دو خط رو بگيري همينجوري بري .

ج ـ يعني اينكه دور زدن ممنوع ولي... يه دفعه ميتونيد دور بزنيد كه حال همه گرفته بشه .

د ـ يعني موش تو سوراخ نميرفت وقتي ميرفت جمعه ميرفت.

 

در كدام محل است كه نبايد پارك كنيد ؟

الف ـ پاركينگ طبقاتي رايگان الماس شهر .

ب ـ پاركينگ عمومي پارك ملت .

ج ـ دم در خونه مادر زن.

د ـ دم در خونه مادر شوهر

 

 

از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيكلت سوارها باشيد ؟

الف ـ چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .

ب ـ چون سهميه بنزينشون كمتره و گناه دارن .

ج ـ چون خيلي كوچيك هستند و ما ريز ميبينيمشون .

د ـ ممكنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي كن.

پ.ن۱:خوب امدوارم لذت کافی برده باشید

پ.ن۲:این پست نه پست بعدی تا اطلاع ثانوی تعطیل میکنیم شاید تا بعد از کنکور البته م که نمیخونیم

پ.ن۳:نظر یادتون نره

پ.ن۴:موفق باشید

پ.ن۶:چه قدر پی نوشت داشتیم این پست شرمنده

تغییر رخ میدهد .باید تغییر را پیش بینی کرد.بر تغییرات نظارت کنید.

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

سلام اولا یه کم  با هم تعریف کنیم  آره میدونم خیلی وقت میشه که اپ نکردم ولی خوب همینه  دیگه از  به بعد همین جوری میشه دیر به دیر آپ میکنیم  خوب خوبید شما خوش میگذره چه خبرا  همم یکی یه وبلاگ دارن ولی نمیدونمم چرا کسی نمیاد تبادل لینک کنیم خوبه ها؟ باور کنید حالا هر کی دوست داره با  ما تبادل لینک کنه  لینک ما رو  بزاره بعد تو نظرات بگه تا ما لینکشو بزاریم یا میتونه بگه ما اول لینکشو بزاریم بعد  بهش بگیم اونم لینک ما رو بزاره هر جورش را حت ترید خوب  از کسایی هم که به این وبلاگ میان و ما رو شرمنده میکنن اگه لطف کنن نظر بدن خیلی ممنون میشم  به خاطر این میگم نظر بدن که ببینم کیا به وبلاگم میان بیشتر باهاشون آشنا بشیم راستی این مطلب رو هم از تو وبلاگ به سوی خدا کش رفتیم یا به  عبادتی دزدیدم شرمنده

مواد لازم جهت اسگل کردن:يه عدد پسر نيمه اسگل که شما کاملا اسگلش کنيد البته مي شه به دو عدد و سه عدد و ده تا هم برسه(محدوديت تعداد نداريم).يه مقدار ذهن خلاق براي خالي بندي و يه سيستم مجهز به همه ي انتي ويروسها ضد هکها و انواع و اقسام برنامه هاي محافظتي در صورت متوجه شدن پسره از منظور شما
اولا: بايد بريد توي روم و با کلي ناز و اشوه به بچه هاي روم سلام کنيد. فراموش نکنيد که بايد "هاي کلاس" بازي در بياريد بعدشم هي راه به راه توي روم بگيد که:"اينقدر به من پي ام نديد لطفا"حتي اگه داريد مگس مي پرونيد
دوما: اگه کسي پي ام داد نبايد زود جواب بديد بذاريد حداقل دو مين صبر کنه اگه هم که يه بوز بزنه خيلي بهتر مي شه بعد مي تونيد جوابشو بديدو ازش عذر خواهي کنيد که چون سرتون خيلي شلوغه نتونستيد جوابشو زود بديد و هر از چند گاهي پي ام الکي بديد و بگيد:اااا اشتباه شد مي خواستم برا يکي ديگه اين رو بفرستم. البته زياد اين کار رو نکنيد چون فکر مي کنه که گيجيد(البته اين کارا تا حالا اشوه کردنه که مي شه خيلي بيشتر در موردش اموزش داد" مخصوصه خانم هاي سوسول" ولي قبل از اوس کردن لازمه اين کارا رو کرد اينا برا اين که طرف فکر نکنه کم الکي هستيد و چت کردن با شما براش اهميت پيدا کنه)
سوما:بايد يه جور مطمئن شيد که نرم افزارهاي جلب مثل شماره ياب و هک و... نداشته باشه که البته اگه شما هم مجهز باشيد زياد مسئله اي نيست ولي خوب به هر حال کار از محکم کاري عيب نمي کنه
چهارما : اول بذاريد اون اي اس ال بده و شما هم خودتون رو از همون شهر يا يه شهر نزديک بگيد چون بعدا لازم ميشه سنتون رو هم يه جوري بگيد که زياد اختلاف سني به وجود نياد هر چند که فک نمي کنم اونا هم سنشون رو راس بگن در صورت امکان هم بگيد دانشجو هستيد و توي دانشگاه شريف يا يه خراب شده ي ديگه داريد فلان رشته رو مي خونيد و قراره بورسيه شيد(کي چه مي دونه ديپلومت رو با تک ماده و جف ماده و... به زور گرفتي) اگه هم از خوش شانسيت هم دانشگاهي يا هم رشته در اومديد اگه يه کم اطلاعات درباره ي اون رشته داشته باشيد کارتون راه مي افته اگه هم اسم چهار تا از استاداي اونجا رو بدونيد که ديگه معرکه است فقط از خانم يا اقا بودنشون مطلع باشيدکه ضايع بازي نشه (پس همين طوري جو گير نشي رو هوا مثلا بگي مهندسي هوا و فضا يه نکته ي ديگه هم اينکه مطمئن باش دانشگاهي که گفتي اصلا اون رشته رو داره يا نه البته اين مسئله کمتر پيش مي ياد ولي گفتم که کار از محکم کاري عيب نمي کنه)توي اين موقعيت بهتره دست پيش رو بگيريد و بگيد رشته ات چيه؟ و از اين حرفا.البته اين شرايط موقعي پيش مياد که اون يارو اسگل نباشه و شايد هم قصد اوس کردن يکي رو داشته باشه در صورتي که همچين شرايطي پيش اومد قضيه رو ماست مالي کنيد و يه جور بپيچونيدش و باهاش خدافظي کنيد(البته به نظر من راه زياد خوبي نيست ولي به عنوان اخرين راه حل مي شه ازش استفاده کرد)از قضيه ي دانشگاه درايد و کم کم کارتون رو شروع کنيد .از کمالات و هنرمنديهاتون براش بگيد ولي بايد اين مرحله ماهرانه انجام بشه که طرف نفهمه داريد خالي مي بنديد بعدش هم بهش بگيد بهتون وب يا عکس بده و در صورتي که اونم پافشاري کرد که از شما وب يا عکس بگيره بهتره عکس فتوشاپ شده ي خودتون که شبيه يکي از خواننده هاي ناشناس شده رو بهش نشون بديد (يه وقت نري عکس جنيفر رو نشون بدي و بگي اين منم) هر چند که بعضي ها اين قدر اسگل هستن که باور کنن
براي چاشني کار هم بهتره بگيد چندتا بي اف داريد که البته فقط چندتا .سه چار تا هم عاشق سينه چاک که البته شما ازشون متنفريد و هنوز نتونستيد يکي رو پيدا کنيد که بتونيد دوسش داشته باشيد(در اين موقع پسره به خودش مي گيره و سعي مي کنه اون هم يه حرفايي تو همون مايه ها بزنه و ابراز محبت بهتون مي کنه.)مي تونيد از راه هاي مختلفي اوسش کنيد مثلا بگيد:سرطان خون دارم يا پدر و مادرم از هم طلاق گرفتند يا اينکه توي يه حادثه ي رانندگي پدر و مادرم رو از دست دادم يا هزار تا چيز ديگه که دل اون براتون کباب بشه و هر هر بخنديد راه ديگش اين که بگيد خر پوليد و براش افه بيايد که اينا همش بستگي به کِيس موردنظر داره اخرش هم مي تونيد باهاش قرار بذاريد البته نه دفعه ي اول بلکه بعد از دو سه بار چت کردن که خوب مجذوبتون بشه البته بايد اون پيشنهاد ملاقات رو بده و کمي هم ناز کنيد بعدش کلي اصرار کنيد که حتما به موقع سر قرار بياد و دير نکنه و بالاخره ضربه ي نهايي اينکه سر قرار نريد البته اين ضربه ي نهايي موقعي خيلي حس مي ده که يارو کلي از کاراش زده باشه و چندتا از کاراي مهمش رو کنسل کرده باشه. اگه هم براتون آف گذاشت و دل خوريش رو بيان کرد (اگه کارتون رو به خوبي انجام داده باشيد و مجذوبتون شده باشه فحش نمي ده و خيلي محترمانه علت نيومدنتون رو مي پرسه )در جواب آفش هم مي تونيد بگيد که تمام اين مدت سر کار بوده و مي تونيد آي اينگرو کنيدش البته مي تونه با آي دي هاي ديگه بياد (و در اين موقع اون تجهيزات به کارتون مياد چون يارو حاضر هر کاري بکنه که حالتون رو بگيره)
خواستم براتون يه مطلب هم درباره ي چگونگي اسگل کردن دخترا بنويسم که مي بينم راه خاصي رو پيدا نمي کنم وهر جوري چت کنيد اونا اوس مي شن و نيازي نيست که خودتون رو اذيت کنيد

خوب جکامون تموم شده دز  نزدیک ترین فرصت پیش آمده حتما از خجالتتون  در میام بای بای

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

بعد از مدتها 2007/8/16 19:32
سلام بابا چرا میزنید .خوب میدونم  خیلی وقته که آپ نکردم ولی خوب   الا چرا ناراحت میشید باب چشم از این بعد یعنی از  سال دیگه  بعد از  مرداد جبران میکنم یعنی الان کم میام خیلی کم  بیش از اندازه کم  ولی خوب  آدم  دوستای خوبی مثل شما داره مگه میشه وبلاگش  رو ترک کنه خو داشتم میگفتم  مرسی از همه که اومدن به وبلاگم  و نظر گلشون رو برامون گذاشتن  ممنون از همشون چاکر  همشون هم هستیم با اجازه تا یه مدت دیگه ...

 

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

 

 

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

 

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

 

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

 

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!

 

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!

 

يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!

 

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!

 

تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!

 

تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت

 

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!

 

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!

 

تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

 

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

 

تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان هم مياد!!!

 

تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

 

 

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!!

 

تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

 

از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

 

به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!

 

تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

 

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

 

بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

 

از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

 

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

 

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟
تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

 

تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

 

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!

 

تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!

 

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

میگم اون اولا که وبلاگ زده بودیم ببخشید سلامشعر داستان چیزای طنزم مینوشتیم اما حالا فقط شده جوک جک جوک خوب کجا بودیم؟/؟  آهان میخواستم بگم اینجوری  خیلی وقته اینجا مینویسیم قبلا  کسایی  میمودن الان دیگه نمیان کسانی هم نمیمدن ولی الان میان  ولی  یک  نقطه مشترک همشون دارند و داشتند اونم اینه که هیچ کدوم نظر نمیدادند  اینم یه شعر طنز  نامردی  نکن برا این نظر بده...

گردي نيشت
دودي نيشت
مي نشينم لب جو !
من دماغم چقدر مي خارد !
و ندارم حالي،
كه بخارانمش!
زير لب ميگويم:
شيگال (سيگار) من پس كو؟
و چرا اين بافور،
اينقدر شنگين اشت؟
پاشباني ز سر كوچه پاييني ما ،
نفله اي را دارد
با خودش مي آرد!

امّا انگار كه او يك آشناشت!
واي انگار كه او داش حشن اشت،
دشتبندي دارد او در دست!

چيزهايي مي دانم
مثلا مي دانم من كه حشن
داده من را هم لو
و من خشته ز بس بي حالم
نتوانم كه خورم جم به جلو!

چند شاعت ديگر
من به همراه حسن
و دو مشقال حشيش
و به همراه پليش،
مي روم سوي ستاد

برای اینکه خلی از لطف نباشه یه چند تا جکم براتون میگم

لره ميره مسافرت بعد از هفت ماه برميگرده در خونشون رو ميزنه ميبينه داداشش با يه ريش هفت هشت سانتي مياد دم در ، حسابي مي ترسه ميگه كسي طوريش شده داداشه يه نگاهي مي كنه ميره كنار . لره مياد بره تو ميبينه داداش دومش با يه ريش يه وجب و نيمي مياد جلوش . باز لره مي ترسه ميگه كسي مرده ، داداشه يه نگاه معني دار ميكنه مي ره كنار . لره ميره تو ميبينه باباش با يه ريش با زير ناف نشسته ، ديگه لره حسابي مي ترسه ميگه بابا ترو خدا كسي طوريش شده مادر طوريش شده . بابا ميگه : پسر اي كاش ننت مي مرد . اي كاش بابات مي مرد ، آخه براي چي ريش تراش رو با خودت بردي

 

دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن، دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو

 

يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر

 

يارو ميره خونه تركه ميبينه با كت و زير شلواري نشسته .يارو ميگه :چرا كت پوشيدی تركه ميگه :شايد مهمون بياد . ميگه خب يگه چرا زير شلواري پوشيدي ؟ تركه ميگه: خب شايد هم نياد

 

به تركه ميگن آرزوت چيه . ميگه : اينكه اردبيل بشه پايتخت به ما بگن بچه تهرون

 

يارو زنش دوقلو زاييده بود ميره بيمارستان پولش رو حساب كنه . ميگه آقا ارزونتر حساب كن هر دو تا ش رو ببريم

 

تركه عمله ساختمون بوده يه عالمه بلوك گذاشته بوده روي دوشش ميبرده طبقه بالا. سركارگر بهش ميگه خب چرا با فرقون نمي بري . تركه ميگه : سري قبل با فرقون بردم ميله هاش دوشم رو اذييت كرد

 

تركه ميره بقالي . ميگه : آقا بي زحمت نيم كيلو پنير بدين . فروشنده ميگه : آقا شما ترك هستين . تركه ميگه بله ولي از كجا فهميدين. فروشنده ميگه از لهجتون . تركه حسابي بهش بر مي خوره ده سال ميره خارج و حسابي لهجش عوض ميشه بعد برميگرده ميره همونجا ميگه آقا بي زحمت نيم كليو پنير بدين . فروشنده ميگه : آقا شما ترك هستيد . تركه ميگه بله ولي از كجا فهميدي من كه لهجه ندارم . يارو ميگه آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده

 

يه هواپيما بويينگ روي قبرستان تبريز سقوط ميكنه چند ساعت بعد اخبار اعلام ميكنه : با كمك مسيولين نجات تا كنون حدود 254321نفر كشته پيدا شده و درجسجتوي بقيه مسافرين هستيم

 

کسی که گوش شنوا ندارد ،هرگز توصیه هایی را که زندگی هر لحظه به ما میکند نمشنود (خاطرات یک مغ پائولو کوئلیو)

نوشته شده توسط نمی دانم  | لینک ثابت |

منو لینک کن لینک خود را اضافه کنید